ببوس دو چشمم را که بسته شد روی خیانتت
نگاه کن دو چشمم ره که دید رفتنت را
مرا در اغوش بگیر برای اخرین بار همان اغوشی
که هیچ وقت سهم من نبود و ماله دیگری بود
صدایم بزن برای اخرین بار صدایم بزن
عاشقانه هایم از انجا شروع شد که
اسمم را با *میم*به پایان میرسوندی
صدایم بزن ترنمم صدایم بزن اسمم را+میم
قلبم را سالم به تو امانتی داده بودم عشقم
حال خرده های شکسته شده اش را می خواهم
همان خرده شیشه های قلبم را که
هر تکه اش با عطش اسم تورا فریاد میزنند
همان هایی که برای اولین و اخرین بار
طعم تلخ عشق و جدایی راباهم چشیدند و
اخر سر نپسندیدن ولی دم نزدن
همان تکه هایی که صورت ماه تو
روی هرتکه اش حک شده است
قلبم راشکستی عب نداره گلم
امیدوارم اون قلبتو رو خرد کنه
که بفهمی شکستن و خم شدن یعنی چی؟؟
شکستم .بریدم.خم شدم .سوختم
ولی هیچ وقت دم نزدم ازت گلایه نکردم
ولی دستمزد کاراومحبتامو خوب دادی
بامرامم خوب دستمزدی بهم دادی عشقم
راستی اینا فقط یه دردو دل بود نگی یه خواهشه
❤❤❤❤❤
برچسب: دلنوشته خودم,دلنوشته خودمونی,دلنوشته خودموني,دلنوشته خودمانی,دلنوشته های خودم,دلنوشته های خودمونی,دلنوشته های خودمانی,دلنوشته برای خودم,دلنوشته هاي خودم,دلنوشته ای برای خودم,
نویسنده: امیر اسدیپور
تاريخ: پنجشنبه
13 آبان
1395 ساعت: 23:43